كودتاي نوژه؛ توطئه اي كه شكست خورد

 

کودتای نوژه توسط ستادی از پاریس به رهبری شاپور بختیار هدایت می شد. این کودتا با هدف بازگرداندن بختیار به ایران و نابودی سید روح الله خمینی طرح ریزی شده بود. و در صورت عدم موفقیت کودتا، قرار بر حمله ارتش عراق و اعلام دولت آزاد خوزستان بود.

 

نمودار سازماني كودتا توسط شهردار آبادان پس از كودتاي 28 مرداد 1332 تهيه شده و نام آن را نقاب (نجات قيام انقلاب بزرگ) برگزيده بود. پايگاه شاهرخي همدان به عنوان مبدأ كودتا انتخاب شد.

 

عمليات اينگونه بود كه ابتدا منطقه جماران كه منزل امام خميني نيز در آن قرار داشت بمباران شود. سپس؛ صدا و سيما، ستاد كل ارتش، ستاد نيروي زميني، پادگانهاي حر،قصر و جمشيديه و زندان اوين توسط كماندوهاي تيپ 23 نوهد تسخير مي شدند. بعد از 3 روز حكومت نظامي؛ با تاييد كودتا توسط روحانيون همراه با كودتا (سيد كاظم شريعتمداري)، قدرت در اختيار عاملان كودتا قرار گيرد.

 

سيا موفقيت كودتاي نوژه را قطعي مي دانست تا حدي كه اعلاميه هاي پيروزي آن نيز آماده شده بود. اما شب قبل از عمليات يكي از خلبانان دچار ترديد شده و به ملاقات «سيد علي خامنه اي» مي رود و تمام اطلاعات را در اختيار ايشان قرار مي دهد. يكي از درجه داران تيپ23 نوهد نيز جرياني مشابه را به ستاد مشترك گزارش مي دهد.

 

بلافاصله ستادي مركب از واحدهاي سپاه پاسداران، گروه مهندسي، انجمن اسلامي نيروي هوايي ارتش و عده اي از كماندوهاي تيپ 23 نوهد به نام ستاد خنثي سازي كودتا تشكيل مي شود. پس از بررسي اطلاعات طرح حمله به پايگاه نوژه و پارك لاله كه محل تجمع 40 تن از خلبانان كودتا بود كشيده شد. عمليات خنثي سازي كودتا با حظور نيروهاي سپاه پاسداران و عده اي از كاركنان ارتش آغاز شد و پس از محاصره پايگاه نوژه، نيروها وارد عمل شدند و همه كودتاگرها را دستگير كردند. همه عوامل كودتاي نوژه؛ در دادگاههاي انقلاب در سال 1359 به اعدام محكوم شده و تيرباران شدند.

 

آيت الله خميني در حسينيه جماران دو روز پس از خنثي سازي كودتاي نوژه (20 تير 1359) چنين فرمودند:

«توطئه اي كه معلوم است؛ چنانچه موفق به كشفش هم نشده بوديم و قيام هم كرده بودند، مردم آن را خفه مي كردند. ما از اين امور ترسي نداريم. ما از قشر هاي خودمان مي ترسيم، شما صنف روحانيت اگر چنانچه كارهايي [اشتباه] خدا نخواسته انجام دهيد كه از چشم ملت نيفتد، ولو در دراز مدت؛ آن روز است كه ديگر فانتوم لازم نيست، خود ملت شما را كنار مي زنند... من خوفم از اين است كه ما نتوانيم، [كه] روحانيت نتواند آن چيزي كه بر عهده اوست صحيح انجام دهد

 

 نوشته شده در دوشنبه، 19 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 3:55 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 1

 

حديث ماندگار

 

انسان آن زمان که خویش را می بیند و به ظاهر خود و رابطه اش با جهان فانی فکر می کند، كه بدني ضعيف و استخواني شكننده و پوستي نازك و آرزوهاي بسيار و عمري كوتاه و دست نيافتني هاي بسيار دارد، و موقعي كه به درون واقعيت خويش و رابطه خود و جهان ابديت مي انديشد، مي بيند كه وقتي كم و كوله باري سنگين از گناه و عذابي دردناك در انتظار اوست، و خلاصه از هر طرف در تنگنا قرار دارد، در اين هنگام است كه به ياد خدا مي افتد.

 

                                                                                      «شهيد احمد ملايي»

 

چه زيباست لحظه هاي آخر همه مشغول شستن لوازم و اسلحه خود براي رفتن به ميعادگاه اند و چه زيباست اينكه هيچكس به اميد اينكه برگردد نيست!

 

                                                                                   «شهيد جواد هاشمي»

 

مادرم شرمسار از اينكه موقع رفتن خداحافظي نكردم. چون شما به زيارت كعبه رفتيد و من هم به زيارت خداي كعبه. شما عيد قربان گوسفند قرباني كرديد و من خودم را. شما سعي بين صفا و مروه نموديد و من بين خيمه و قتلگاه، شما با سنگ رمي جمره كرديد و من با فشنگ شيطانك هاي ملحد را نشانه رفتم. شما با لباس سفيد محرم شديد و من با لباس رزم. شما حجرالاسود را بوسه زديد و من ريگهاي تفتيده كربلاي غرب ايران را.

 

                                                                                    «شهيد حسن اقلامي»

 

ياران خميني شهادت را با آغوش باز مي پذيرند و هيچ موقع قدمي به عقب نخواهند گذاشت.

 

                                                                             «شهيد علي اصغر خامسي»

 

 

منبع: كتاب حديث ماندگار؛ به كوشش محمدرضا رحيمي.

 

 نوشته شده در شنبه، 17 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 9:16 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 2

 

شيوه امام در مبارزه با استكبار

 

1- مبارزه منفی

 

مبارزه منفی اولین گام در راه مقابله با استکبار است. در مبارزه منفی اگرچه به ظاهر دشمن ضربه ای مستقیم و مهلک دریافت نکرده است، آثار جانبي آن در بعضي اوقات از مبارزه مثبت كمتر نيست.

شايد بتوان گفت مهمترين استراتژي ملت در مقابله با رژيم پهلوي و به زانو درآوردن آن اعتصابات بود.اين اعتصابات كه مراكز فرهنگي_اقتصادي و حتي نظامي كشور را نيز در بر مي گرفت اثار مهلكي بر رژيم شاه و آثار مهمي بر بازار نفت در جهان گذاشت.

 

2- مبارزه مثبت

 

الف) مبارزه نظامي

 

* استفاده از سلاح گرم در جنگ رو در رو: از ديدگاه اسلامي، مبارزه با استكبار به نحوه خاصي محدود نخواهد شد.اگر مبارزات و ارشادات ملايم و سرد نتواند مستكبر را از تجاوز به حقوق ديگران بازدارد، راهي جز مبارزه رو در رو نيست.

حضرت امام در پاسخ خبرنگاري كه از اعلام جهاد اسلامي عليه اسرائيل سؤال كرده بود،اعلام اين جهاد را منفي ندانسته و فرمودند: بسته به مقتضيات زمان است.

در بيان ديگري مي فرمايند: اگر امروز دولت هاي منطقه با سلاح نفت و سلاح گرم در مقابل اين جنايتكاران بايستند، مسئله اسرائيل و پس از آن آمريكا و هر قدرتمند چپاولگر ديگر حل مي شود.

 

* قطع ايادي داخلي و منطقه اي: از راههاي مبارزه نظامي قطع قهرآميز ايادي داخلي و پنهان مستكبران است. اين نوع مبارزه با مستكبران از كارايي آنان به مقدار زيادي خواهد كاست. مانند اشغال لانه جاسوسي آمريكا.

 

ب) مبارزه فرهنگي

 

* تحقير فرهنگ مستكبران و تقويت فرهنگ ديني: مبارزات فرهنگي دشمن را بايد با جواب مناسب پاسخ گفت. آنان با فرهنگ خويش به جنگ فرهنگ و هويت اسلامي و انساني ديگران مي روند و با حق جلوه دادن باطل خويش، به ابطال حقانيت فرهنگ اسلامي مي انديشند و روشن است كه شيوه مقابله، برملا ساختن حقيقت است.

 

* كادر سازي فرهنگي و اخلاقي: گرچه اين حقيقت مورد قبول است كه بين فرد و جامعه تأثيرات متقابل وجود دارد و همچنان كه جامعه فاسد مي تواند فرد را به تباهي بكشاند، افراد نيز مي توانند در صلاح و فساد جامعه مؤثر باشند؛ مسماً براي ايجاد تحولي اجتماعي نمي توان بدون داشتن نيروهاي مناسب اقدام جدي به عمل آورد.

امام در سخنراني در سال 51 مي فرمايند: بر شما جوانان ارزنده اسلام لازم است كه ملت ها را آگاه سازيد و نقشه هاي شوم و خانمان سوز استعمارگران را برملا نماييد. در شناسايي اسلام بيشتر حركت كنيد، تعاليم مقدس قرآن را بياموزيد و به كار ببنديد.

 

ج) مبارزه سياسي

 

* تحقير سياسي و شكستن قدرت استكبار: حضرت امام با ايستادگي در برابر آمريكا و ناكام گذاردن آن در آزادسازي گروگانهاي سفارت آمريكا در تهران، ضربه مهمي بر شخصيت كاخ سفيد وارد كردند. اين پيروزي در ديدگاه امام بسيار عظيم بود.

حضرت امام خميني ضمن برشمردن ثمرات جنگ فرمودند: ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم... ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم... ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرتها ساليان سال مي توان مبارزه كرد... جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظامهاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند.

 

* ايجاد جبهه متحد در برابر استكبار و تشكيل قطب سياسي مخالف: از جمله كارهاي سياسي عليه استكبار، تأكيد بر اتحاد و ايجاد جبهه متحد و قدرتمند در برابر آن است.

امام در آخرين پيام خويش درباره حج مي فرمايند: من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي حيات هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.

ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد.

 

 

پ.ن: منابع در ادامه مطلب.

 نوشته شده در سه شنبه، 13 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 8:01 PM توسط زينب | ادامه مطلب لینک مستقیم| نظرات 10

 

سياه نمايي به سبك دانشگاه آزاد

 

 

 

اين تصويري است كه دانشجويان دانشگاه آزاد شهر ما به هنگام باز كردن صفحه مخصوص خود مشاهده می کنند. البته شاید تمام دانشجویان کشور از این تصویر مستفیض می شوند!

 

به شخصه تصویری اینچنین اخم آلود از مقام معظم رهبری ندیده ام مگر زمانی که بخواهند شخصی را مورد سرزنش شدید قرار دهند.

 

پیشنهاد می کنم دانشگاه آزاد اسلامی (!!!) که ظاهراْ خیلی خیلی آزادند ولی اسلامی نیستند تصویر زیر را جایگزین تصویر فوق نمایند.

 

 

 نوشته شده در جمعه، 9 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 11:04 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 9

 

من و حسرت خيالش (داستانك)

 

کیفم را برمیدارم. رمزش را تنظیم می کنم: عدد سالیست که برای اولین بار همدیگر را دیدیم. کتاب را از کیف در می آورم. برای چند هزارمین بار شروع به خواندنش می کنم. هنوز عطر دستانش را می دهد. گرمی به جای مانده از دستانش را حس می کنم.

.

.

.

کامپیوتر را روشن می کنم. کلمه رمز را می طلبد: عدد سال تولدش را وارد می کنم. تصویر زیبایش زمختی نمایشگر را محو نموده است. وارد حیاط خلوت اینترنتی ام می شوم. وبلاگم را باز می کنم. رمز عبور می خواهد: شماره موبایلش را وارد می کنم. مطلبی در وبلاگ می گذارم. شاید خدا خواست و این بار نظری به سوی ما خیرات کرد. ایمیلم را چک می کنم. رمز عبور: ... شماره سردرگمی ام.

.

.

.

سر کلاس به یاد قولی ام که به او داده ام. یک چشمم به تخته است و چشم دیگرم به گوشی موبایل. منتظرم که شیطان گولش بزند و پیامکی برایم ارسال کند. استاد می گوید: انحراف معیار ... . خدایا! از کدام معیارت منحرف شده ام که دلم اینچنین می خواهد.

.

.

.

در راه بازگشت. چه صحنه های عجیبی از جلوی چشمانم رد می شوند. زمزمه می کنم: به کجا چنین شتابان؟ تاکسی توقف می کند. بدون آنی تعلل به سوی مقصد می روم. از پله ها بالا می روم. روی تخته سنگی می نشینم. عطرش را حس می کنم. انگار همین ... نه دیروز نبود. اینک می دانم که خیلی وقت از آن روز می گذرد. به دست چپم نگاه می کنم. انگشتری روی انگشتم می درخشد. نگاهم روی ساعت مچی ام می نشیند. ساعت دیر وقت را نشان می دهد. اهل منزل نگران می شوند.

.

.

.

مسیرهای طولانی را هم پیاده می روم. قدم می زنم و ناراحتی هایم را می شمرم. گاهی نگاهم می لغزد ولی دلم نه!

.

.

.

سرم را روی متکا می گذارم. یادم می افتد که ایمیلم را چک نکرده ام. نصف شب غرولند ها را به دل می خرم و صدای کامپیوتر را در می آورم. یک ایمیل پدیدار می شود. با رنگ یخ نوشته شده: "می دانم که فراموشم کرده ای ولی من دوستت دارم." و باز هم باید تاب بیاورم و پیامش را بی جواب بگذارم ... !

 

 

 نوشته شده در یکشنبه، 4 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 11:27 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 14

 

توطئه گران در كلام امام خميني

 

۱- محکومیت آزادی توطئه

 

در مملکت ما آزادی اندیشه هست٬ آزادی بیان هست ولی آزادی توطئه و آزادی فسادکاری نیست... .(صحیفه نور،ج 6،ص 139)

 

معني آزادي اين نيست كه كسي بخواهد توطئه كند. در توطئه هم آزاد است؟! نه، در توطئه آزاد نيست. يا حرف هايي را بزند كه شكست ملت است،شكست نهضت است، اين آزادي نيست. در چارچوب اين نهضت،انقلاب اسلامي، همه مردم آزاد هستند. كساني كه حرف دارند،حرف هايشان را مي زدند حتي هر فرقه اي هم كه باشند.اما اگر بخواهند توطئه بكنند و بخواهند اسلام را بشكنند، بخواهند نهادهايي را كه الآن مشغول فعاليت اسلامي هستند اينها را بشكنند، يك همچو چيزي نمي شود باشد. (صحيفه نور،ج 12،ص 103)

 

2- دفع خرابكاران

 

ما آزادي مطلق خواهيم داد و مي دهيم و داده ايم، لكن نه براي توطئه، نه براي فساد و خرابكاري. توطئه بايد در هم شكسته شود؛ خرابكاران بايد دفع شوند؛ باقيمانده رژيم منحوس،ريشه هاي كثيف آن، طرفداران كثيفتر از آن بايد قطع شوند، ما آنها را دفن مي كنيم. (صحيفه نور،ج 6،ص 139)

 

3- سركوب فتنه

 

ما تا كنون براي اينكه به مردم عالم بفهمانيم و مردم بفهمند كه ما با چه اشخاصي مقابله داريم به آنها آزادي داديم، آزادي مطلق، كه در ظرف اين چند ماه قريب دويست حزب و گروه و زياد مطبوعات و مجلات و روزنامه ها منتشر شد و هيچكس جلوگيري نكرد. در عين حالي كه به همه مقدسات ما توهين كرديد، در عين حالي كه با حكومت آنطور رفتار كرديد و با اسلام آنطور رفتار كرديد در مطبوعاتتان؛ معذالك به شما تعرضي نشد تا آنكه فتنه را ديديم و فهميديم شما فتنه گر هستيد.

 

بعد از اينكه توطئه شما ثابت شد و مردم فهميدند شما چه اشخاصي هستيد ديگر نمي توانيم اجازه بدهيم آزادانه هركار مي خواهيد بكنيد. شما را سركوب خواهيم كرد.

(صحيفه نور،ج 8،ص 267)

 

 نوشته شده در پنجشنبه، 24 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 6:08 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 9

 

آنها از اين عصبانيت مي ميرند.

 

اگر وبلاگتان را باز كرديد و ديديد شونصد عدد نظر براي مطلب اخيرتان گذاشته اند تعجب نكنيد زيرا سبزها هميشه بيدارند!

 

شبيه ستاد تضعيف روحيه مي مانند. مي خواهند بگويند ما برنده ايم و شما ولايتي ها بازنده. حرف خوبشان توهين است و حرف خوبترشان فحش. اگر امكاناتش را داشتند از پشت مانيتور هم برايمان سنگ پرتاب مي كردند. كلي از ما بدشان مي آيد (خدا را هزار مرتبه شكر).

 

از خيلي چيزها ناراحتند.از اينكه ما نماز مي خوانيم.از اينكه براي امام حسينمان عزاداري مي كنيم.از اينكه به خاطر توهين آنها به رهبر و ولايت و امام خميني عزيزمان راهپيمايي مي كنيم زجر مي كشند. آنها آنقدر كوچك مغزند كه نمي توانند درك كنند كه تجمع از روي احساسات با راهپيمايي براي حفظ حرمت خون خدا فرق دارد. آن خود فروختگان به اجنبي دارند مي ميرند از اينكه ما حاضريم جانمان را فداي رهبرمان كنيم در حالي كه خودشان حاضر نيستند در راه آرمانشان كه آرماني نيست حتي يك قطره خون بدهند.اينها باعث عصبانيت فتنه گران و پيروان بي خردشان مي شود.

 

و اما ما ... براي برآشفتگي بيشتر دشمنان اسلام و كور شدن چشم اين فتنه؛ هرچه بيشتر وحدتمان را حفظ مي كنيم.شعارمان الله اكبر ؛راهمان خط رهبري و هدفمان لقاء الله است.

 

 

جانم فداي نام قشنگت سيّد علي!

 

 

 نوشته شده در یکشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 3:55 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 7

 

اي كاش دلم بزرگ بود

 

آدم بر زمین هبوط کرد تا عشق بیاموزد و شیطان را نیز خداوند آفریده بود تا عشق آدم به ظهور برسد. نه اینکه شیطان عاشقی بداند. او اهل عشق نبود؛ چرا که تا با امری خلاف عقل خویش مواجه شد گردن از اطاعت معشوق پیچید و حکم عقل گرای خویش را گردن نهاد؛ و پیروان شیطان نیز همه چنین اند.

 

                                                                         « شهید سید مرتضی آوینی »

 

بعضی وقتها دلم می خواهد جای شبان داستان «موسی و شبان» باشم! جای آن چوپان ساده ای باشم که خدا را به اندازه ای می دانست که دلش جا داشت. گاهی دلم می خواهد که خدا را در اتاق کوچکم مهمان کنم.سفره ای کوچک پهن کنم که یک طرفش خدا باشد و یک طرفش من؛ با او درد دل کنم و خدا نیز گوش دهد. از شادی هایم بگویم و از غم ها و غصه های کوچکم.دوست دارم با خداوند برویم توی حیاط خانیمان و ستاره ها را تماشا کنیم؛ به او بگویم که شکارچی آسمان هنوز نتوانسته دلم را شکار کند و گاهی به نظرم می رسد که ستاره قطبی مسیر را اشتباه نشانم می دهد. دلم می خواهد ...

 

ای کاش آنقدر دلم بزرگ بود تا مجبور نشوم برای اینکه میزبان خدا شوم؛ خدا را کوچک کنم.

 

 نوشته شده در چهارشنبه، 16 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 8:21 PM توسط زينب | لینک مستقیم| نظرات 18

 

دوستان خوب من
صفحات
خبرنامه
    :نام
:ایمیل

اضافه حذف
آمار
بازديد هاي امروز : 29
بازديد هاي ديروز : 61
بازديد هاي این ماه : 618
كل مطالب : 153
كل بازديد ها : 16169
ايجاد صفحه : 0.109375 ثانیه
چت باکس

نظر سنجی


خروجی وبلاگ

RSS